|
نام لاتین: The Illusionist
کارگردان: نیل برگر
بازیگران: ادوارد نورتون، پل جیاماتی، جسیکا بیل، روفس سیول
ژانر: تخیلی / ترسناک
محصول: آمریکا
سال ساخت: 2006
فرمت فیلم: AVI
زبان: زبان اصلی / زیرنویس فارسی
قیمت فیلم: 250 تومان
|
● درباره فیلم
شعبدهباز (به انگلیسی: The Illusionist) نام فیلمی به کارگردانی نیل برگر و محصول مشترک آمریکا و جمهوری چک میباشد که در سال 2006 ساخته شده و ادوارد نورتون، پل جیاماتی و جسیکا بیل در آن بازی کردهاند. این فیلم که برداشتی آزاد از داستان کوتاه آیزنهایم شعبدهباز نوشته استیون میل هاوزر میباشد، داستان شعبده بازی اتریشی - مجارستانی به نام آیزنهایم را در اواخر قرن نوزدهم روایت مینماید که شیوهای متفاوت از دیگر شعبده بازان را در کار خود به خدمت گرفته است.
فیلم شعبدهباز که در سال 2007 نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد در زمینه فیلمبرداری شده بوده است.
● داستان فیلم
آیزنهایم فرزند کابینتسازی اتریشی - مجارستانی است که توسط خانوادهای اشرافی برای ساخت قفسه استخدام شدهاست. او در آنجا عاشق سوفی، دوشس دوک نشین تشن میشود و گردن آویز قوطی مانند چوبی ای برای او درست میکند که اگر در جهت صحیح چرخانده شود، یک خانه مخفی در آن نمایان میشود که عکس آیزنهایم جوان در آن قرار دارد. از آنجا که سوفی و آیزنهایم از نظر طبقاتی با یکدیگر بسیار فاصله دارند، پدر و مادر سوفی ملاقات آندو را ممنوع کردهاند ولی آن ها مخفیانه با یکدیگر دیدار میکنند. آیزنهایم که در نوجوانی شاهد تردستی یک شعبده باز دوره گرد بوده و از آن زمان شیفته این کار شده است به سوفی میگوید که دوست دارد به چین برود تا اسرار بیشتری از این حرفه را بیاموزد و سوفی به او قول میدهد تا همراهش شود. آن دو در جایی پنهان می شوند ولی درست پیش از رفتن پلیس پیدایشان مینماید. سوفی از آیزنهایم میخواهد که هر دویشان را غیب نماید ولی او نمیتواند و هر دو از یکدیگر جدا میشوند.
پس از این اتفاق آیزنهایم از آنجا میرود و برای آنکه فوت و فنهای بیشتری را از شعبدهبازی بیاموزد در جهان به مسافرت میپردازد و سرانجام پس از 15 سال به زادگاه خود باز میگردد. او در یکی از نمایش هایش که در حضور ولیعهد لئوپولد انجام میدهد سوفی را میبیند و میفهمد که او به زودی قرار است تا با لئوپولد که فردی بی رحم است ازدواج نماید. سوفی هنوز گردن آویزی که آیزنهایم در جوانی برایش ساخته بوده دارد و هر دو درمییابند که هنوز یکدیگر را دوست دارند و قرار می گذارند تا از کشور فرار نمایند. اما سوفی به آیزنهایم میگوید که ابتدا باید کاری در رابطه با ولیعهد لئوپولد انجام دهند چرا که او قصد کودتا و گرفن قدرت از پدرش پادشاه فرانتز فیلیپ اول را دارد. حتی نامزدی او با سوفی نیز به دلیل ریشه مجاری او و به دست آوردن حمایت مجارها بوده است و اگر فرار کنند، لئوپولد حتما کسانی را به دنبالشان فرستاده تا آن دو را گرفته و بکشند.
لئوپولد از طریق بازرس اوهل که آندو را تعقیب مینماید به ارتباط سوفی و آیزنهایم با یکدیگر پی میبرد و در حالت مستی، سوفی را متهم به روسپی گری مینماید. سوفی به او میگوید که حاضر نیست با او ازدواج نموده و بخشی از نقشه او باشد و در صدد ترک کردن او بر میآید اما شمشیر لئوپولد بر گردنش فرود آمده و او را زخمی مینماید. سوفی بیهوش بر اسبش از آنجا خارج می شود ولی جنازه او را از رودخانه خارج می سازند. لئوپولد از بازرس اوهل میخواهد تا آیزنهایم را زیر نظر بگیرد اما زمزمه کشته شدن سوفی به دست ولیعهد در میان مردم به گوش میرسد.
آیزنهایم که از مرگ سوفی پریشان شده نمایشی جدید را ترتیب میدهد و با احضار ارواح مردگان، مردم را به شگفتی وا میدارد. لئوپولد که از ماجرا با خبر شده تصمیم میگیرد تا مخفیانه به دیدن یکی از این نمایشها برود. آیزنهایم در آن نمایش روح سوفی را احضار مینماید و او میگوید یکی از افرادی که در سالن حضور دارد او را کشته است. این سخن باعث وحشت لئوپولد میشود. بازرس اوهل از آیزنهایم میخواهد تا پیش از وقوع هر اتفاق ناگواری به نمایشش پایان دهد ولی آیزنهایم نمیپذیرد و درست پیش از آنکه بتوانند دستگیرش نمایند در هوا معلق شده و ناپدید میشود.
بازرس اوهل در جستجوی آیزنهایم به خانه او میرود ولی به جز یادداشت هایی در زمینه شعبده بازی چیزی بهدست نمیآورد. ناگهان چشمش به پوشهای با عنوان درخت پرتقال میافتد و تصمیم میگیرد راز این شعبده معروف را بیابد. در پوشه هیچ چیز به جز چند کاغد سفید نیست تا اینکه چشمش به یک طراحی میافتد که چگونگی عملکرد گردن آویز خانه مخفی داری که آیزنهایم برای سوفی ساخته بوده نمایش داده شدهاست.
دیدن این طرح بازرس را به یاد چیزی میاندازد. او به اصطبل کاخ ولیعهد بر میگردد و در میان کاه ها چیزی را مییابد. سپس پیش ولیعهد رفته و میگوید مدارکی به دست آورده که نشان میدهد عالیجناب قاتل است و این مدارک، گردن آویز پاره شده سوفی و نگین کنده شده از روی تیغه شمشیر ولیعهد هستند. لئوپولد میخواهد تا بازرس در این باره سکوت کند اما میبیند که پدرش پادشاه و ژنرالها دارند به سوی کاخ میآیند و در مییابد که بازرس آن ها را در جریان نقشه اش برای کودتا قرار دادهاست. سربازان به پشت در قفل شده اتاق ولیعهد میآیند و لئوپولد پیش از آنکه به دست آنها دستگیر شود با شلیک گلولهای در مغزش خود را میکشد.
پس از خروج بازرس از کاخ، پسر بچهای بستهای را به او میدهد که همان پوشه مربوط به شعبده درخت پرتقال است با این تفاوت که این بار تمام توضیحات مربوط به انجام این تردستی در پرونده موجود است. بازرس با شگفتی از پسر بچه در مورد کسی که این بسته را به او داده میپرسد و پسر بچه نام آیزنهایم را میآورد. با شنیدن نام آیزنهایم بازرس دست در جیب خود کره و در مییابد که گردن آویز سوفی دیگر آنجا نیست و آیزنهایم که تغییر قیافه داده بوده آنرا از جیبش زده. با شناسایی آیزنهایم بازرس او را تا ایستگاه قطار دنبال میکند و در آنجاست که در مییابد مرگ سوفی تنها نمایشی ساختگی از جانب آن دو بوده تا ولیعهد لئوپولد را گیر بیندازند و میفهمد که هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نمیباشد.
● نقد فیلم
شاید بعد از خواندن، طرح کلی داستان با خودتان بگویید این هم یک داستان معمولی عشق و هجران است اما نه. فیلم آنقدر هیجان در بیننده ایجاد می کند و فضا سازی ها آنقدر گرم و دیدنی است که به راحتی گذر زمان را فراموش خواهید کرد.
یکی از مهم ترین نقاط قوت فیلم، فضا سازی بسیار گرم و خاص فیلم است. این فضا سازی همراه با موسیقی بسیار درخشان و تاثیر گذار فیلیپ گلاس که دو هفته دیگر هفتاد ساله می شود توانسته حالتی مرموز، ماورایی و گرم به فیلم بدهد. فیلم همچنین تعدادی از بهترین بازی های سال 2006 را در خود دارد. ادوارد نورتون در نقش شعبده باز می درخشد. همچنین پل جیاماتی در نقش پلیسی که سایه به سایه اوست بازی برجسته ای دارد.
در مجموع فیلم اثری قابل قبول در نوع خود و به عنوان دومین اثر یک کارگردان، بسیار قابل توجه است.
● بازیگران
* ادوارد نورتون در نقش آیزنهایم
* پل جیاماتی در نقش بازرس اوهل
* جسیکا بیل در نقش سوفی
* روفس سیول در نقش ولیعهد لئوپولد
* ادوارد مارسن در نقش یوزف فیشر
* آرون جانسون در نقش آیزنهایم جوان
* النور تاملینسون در نقش سوفی جوان
* جیک وود در نقش یورکا
* تام فیشر در نقش ویلگات
● تولید و فیلمبرداری
ریکی جی، جیمز فریدمن، مایکل وبر و اسکات پنروز به عنوان مشاور سکانسهای مربوط به شعبدهبازی با نیل برگر همکاری داشتند.
با وجودی که داستان فیلم در اتریش اتفاق میافتاد اما بیشتر آن در جمهوری چک فیلمبرداری شد. شهرهای پراگ و تابور نمایشگر شهر وین بودند و صحنههای مربوط به دهکده دوران کودکی آیزنهایم در چسکی کروملف فیلمبرداری شد. کاخ ولیعهد، دژ تاریخی کاناپیشتیه در نزدیکی بنشوف بود که در گذشته به فرانتس فردیناند آرشیدوک اتریش تعلق داشت. دروازه ورودی کاخ ولیعهد لئوپولد در وین نیز در اصل دروازه ورودی قلعه پراگ بود. سایر نماها در استودیوهای باراندوف در پراگ فیلمبرداری شد.
● ارتباط تاریخی
در سکانس مربوط به نمایش آیزنهایم در کاخ سلطنتی، او پرترهای از امپراتور را به نمایش درمی آورد که شباهت بسیار نزدیکی به پرتره واقعی فرانتس یوزف اول، امپراتور اتریش دارد. شخصیت لئوپولد نیز یادآور شاهزاده رودولف، ولیعهد اتریش و پسر فرانتس یوزف میباشد که پس از کشتن همسرش دست به خودکشی زد و باعث ایجاد یک رسوایی بینالمللی و گمانه زنی های بسیار در این باره شد. پس از او آرشیدوک فرانتس فردیناند، برادرزاده فرانتس یوزف اول به ولیعهدی رسید که با ترور او در 28 ژوئن 1914، آتش جنگ جهانی اول شعلهور شد.
Back to the section