Nov 18, 2009
روزی روزگاری در آمریکا
روزی روزگاری در آمریکا محصول سال 1984 آمریکا و ایتالیا است که درسال 1984 در ژانر درام جنایی توسط سرجیو لئونه کارگردانی شده است. به گزارش ایسنا، این فیلم عمدتا در فلاش بک یک گانگستر می گذرد و طی آن زندگی پیچیده گروهی جوان بررسی می شود؛ آنها کم کم گروهی تشکیل می دهند و به کارهای خلاف و زیرزمینی می پردازند.
بسیاری از منتقدان صحبت از این به میان میآورند که روزی روزگاری در امریکا حتا از پدرخوانده (1971) هم بهتر است. البته پس از آن که استودیوی تهیهکننده، فیلم را از دست سرجیو لئونه گرفت و به تدوینگر آکادمی پلیس، برای تدوین مجدد و در اصل برای سلاخی داد، هیچ کس هنگام اکران همچو تصوری نداشت.
نسخهی کامل فیلم فقط در زمینهی فیلمهای گانگستری کلاسیک حرف اول و آخر را نمیزند، بلکه همان طور که خود لئونه هم گفته بود: دربارهی زمان و خاطرات سینما هم هست. ماجرای فیلم در سه دورهی مختلف رخ میدهد: 1923 و 1933 و 1968. اما شیوهی روایت به ترتیب وقوع نیست. فیلم که در طول زمان عقب و جلو میرود، زندگی چهار دوست دوران کودکی است با نامهای مکس، نودلز، کاکی، پاتسی که به لطف فساد پلیس و دوران منع مشروبات الکلی در امریکا و قاچاق، از کلاهبردارانی ساده در سال 1923 به سلاطین نیویورک در سال 1933 مبدل میشوند. اما موازی با این دو زمان، داستانی دیگر نیز میگذرد که بازگشت نودلز به نیویورک در سال 1968 است، یعنی سی و پنج سال پس از آن که دارودستهی او، آخرین بار پس از یک درگیری با پلیس از هم جدا میشوند. حالا این دارودستهی قدیمی دور یکدیگر جمع شدهاند تا خَلافی دیگر را برای شخصی مرموز به نام سناتور بِیلی انجام دهند. نودلز در عین اینکه رفقای تبهکار قدیمی را ملاقات میکند، وقایعی را تعریف میکند که به مرگ دوستانش منجر میشود.
روزی روزگاری در امریکا فیلمی پیچیده با سبک و سیاقی است که در بهترین شکل خود در یکی از صحنههای اولیهی فیم تصویر میشود. نودلز (با بازی رابرت دنیرو) در یک شیرهکشخانه در تختخواب دراز کشیده. تلفن زنگ میخورد. بعد فلشبک به وقایعی میشود که آن روز صبح اتفاق افتاده و رفقایش در حین آن کشته شدند. تلفن هنوز زنگ میخورد. فلشبکی دیگر ـ این بار به زمانی که نودلز و مکس (با بازی جیمز وودز) در مهمانی هستند. نودلز به طرف تلفن میرود و گوشی را برمیدارد. تلفن کماکان زنگ میزند. نودلز شروع میکند به شماره گرفتن. فیلم به تلفنی دیگر کات میشود که متعلق به سرهنگ اوُهالوهان نامی در مقر پلیس است. اوهالوهان گوشی را برمیدارد و صدای زنگ قطع میشود و بیننده به نودلز در شیرهکشخانه بازگردانده میشود. نودلز با حیرت از خواب بلند میشود: صدای زنگ در فکر او بوده. خاطرهی یک تلفن سرنوشتساز ذهن او را تسخیر کرده، زیرا (بیننده هم بعداً میفهمد) در چنین موقعیتی نودلز رفقای خود را فروخته. این صحنهی بیباکانه تا انتهای فیلم ضرباهنگ را حفظ میکند، اما بسیاری را در هنگام نمایش آزمایشی فیلم، گیج می کند.
در نخستین تدوین فیلم، صدای مداوم زنگ نخستین چیزی بود که کنار گذاشتند؛ از 22 زنگ به یک زنگ. ساختار فلشبکی را هم همراه با 85 دقیقه از راش فیلم کنار گذاشتند و مدت فیلم را از 229 دقیقه به 144 دقیقه رساندند. منتقدان، این نسخهی فیلم را نامزد بدترین فیلم سال شناختند. البته صرفاً نتایج بنجلکنندهی تصفیهی فیلم تنها دلیل طرد آن در زمان خود نبود. فیلم در معرض اتهام زنستیزی، نه در کاراکترها، که در خود ساختار فیلم بود. صحنههایی از لذتبردن مازوخیستی یکی از شخصیتهای زن به نام کارول و صحنهی تعدی نودلز به دبورا، محبوب دوران کودکیاش، مشاجرات بسیاری را برانگیخت.
علیرغم خط مشی مشکوک جنسی فیلم، تردیدی نیست که خود فیلم ـ منظور نسخهی تدوین لئونه ـ شاهکار است. سناریوی فیلم نسخهای ابتدایی نوشتهی نورمان مِیلر داشت که ظاهراً چنان بد بود که تهیهکنندگان میخواستند هیچ پولی به او نپردازند. بااینهمه، سالها تحقیق و بازنویسیاش را با او تسویه کردند و واضح است زحمات او انکارنکردنی است. فیلم رسالهای است مفصل بر امریکا، مهاجرت، دوستی، خیانت، سیاست، ایدهآلیسم و فساد. تا به اینجا خیلی پدرخوانده! اما برتری "روزی روزگاری در امریکا" بر حماسهی کاپولا، لایهی دوم آن است؛ یعنی فراروایتی دربارهی خاطره و سینما. و خیلی راحت بگوییم، داستان بهتری است ـ تمام این چهار ساعت مثل دو ساعت میگذرد.
● ناگفته های فیلم
در صحنه ای از فیلم نودلز (با بازی رابرت دنیرو) درحال تماشای تلویزیون است؛ او برنامه ای را می بیند که به مصاحبه با شخصیتی به نام جیمز کان وی اختصاص دارد؛ این درحالی است که دنیرو 6 سال بعد شخصیتی به نام جیمز کان وی را در فیلم "آدم های خوب" بازی کرد. براساس اخبار منتشر شده، کلودیا کاردینال خود به سرجیولئونه پیشنهاد داده است که نقش کارول را بازی کند. اما لئونه پیشنهاد وی را رد و تیوزدی ولد را جایگزین کاردینال کرد. به نقل از جیمز وودز، رابرت دنیرو پیشنهاد داده که برای وودز دندان های سفید و مرتبی که نشان از تمول شخصیت مکس دارد خریداری شود؛ اما تهیه کننده به دلیل قیمت بالای دندان ها، پیشنهاد دنیرو را رد کرده است، در نتیجه دینرو به هزینه خود اقدام به خرید دندان می کند. سرجیولئونه برای ساخت فیلم روزی روزگاری در آمریکا از رمان هری گری با نام آدمکش ها الهام گرفته که یک اتوبیوگرافی بوده است.
با این حال لئونه در اوایل دهه 1970 موضوع کتاب هری گری را گسترش داده و بر جزئیات و عظمت آن افزوده است. براساس اخبار منتشر شده سال ها طول می کشد تا سرجیولئونه بتواند حق رایت کتاب هری گری را بخرد و فیلم خود را براساس آن بسازد. طرح اولیه فیلمنامه روزی روزگاری در درآمریکا بیش از 400 صفحه بوده است. روزی روزگاری آمریکا نخستین فیلم داستانی بود که جنیفرکانلی زمانی که کودکی بیش نبوده در آن بازی کرده است.
بازی دراین فیلم یک کارگردان ایتالیایی دیگر با نام داریوآرژنتو را تشویق می کند تا در فیلمش با نام پدیده (1985) کانلی را به بازی دعوت کند. باوجود محدودیت هایی که سرمایه گذارآمریکایی فیلم برای موریکونه (آهنگساز فیلم) ایجاد می کند، او یکی از بهترین موسیقی های فیلم را برای روزی روزگاری در آمریکا رقم می زند؛ به نحوی که برای ساخت موسیقی این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار می شود. سرجیولئونه در پایان فیلمبرداری 10 ساعت فیلم در اختیارداشته است که پس از تدوین، 6 ساعت از آن را بیرون می کشد و در نهایت روزی روزگاری در آمریکا با مدت زمان حدود 4 ساعت به نمایش در می آید. با وجود آن که مدت زمان روزی روزگاری در آمریکا از 10 ساعت به حدود 4 ساعت می رسد، اما لئونه تنها فکر می کرده که 45 دقیقه از فیلم نیاز به حذف داشته است.
وقتی رابرت دنیرو، الیزابت مک گاورن را برای خوردن شام به بیرون می برد، هتل پرزرق و برق در ونیز قرار داشته است؛ این درحالی است که جاده ای که آنها سوار برماشین به سمت خانه در آن حرکت می کردند، در نیوجرسی قرارداشته است. بازیگر که در پایان فیلم توی آشغال ها می افتد، جیمز وودز نیست، بلکه شخص دیگری است که بخوبی شبیه او گریم شده است. در اواسط نگارش فیلمنامه (اوایل دهه 1970) قرار بوده است که ژرارد دپاردیو نقش مکس یا نودلز را بازی کند؛ بنا به گفته دپاردیو حدود 200 بازیگر دیگر نیز برای ایفای نقشهای مختلف فیلم تست شدند.
برای آمادگی هرچه بیشتر برای ایفای نقش نودلز، دنیرو درخواست کرده که ملاقاتی خصوصی با یکی از گانگسترهای قدیمی با نام میرلنسکی داشته باشد که شخصیت نودلز هم تا حدودی برمبنای این کاراکتر خلق شده بود؛ اما این درخواست دنیرو در آن زمان رد شد. طبق قرارداد منعقد شده میان لئونه و سرمایه گذاران، روزی روزگاری در آمریکا باید در مدت زمان 2 ساعت و 45 دقیقه ساخته می شد؛ اما در تدوین نهایی فیلم 4 ساعته شد. بنابراین تهیه کنندگان لئونه را مجبور کردند که دو ساعت دیگر از فیلم کم کند؛ با این حال روزی روزگاری در آمریکا با مدت زمان کامل در اروپا پخش شد. چند روز قبل از نمایش فیلم روزی روزگاری در آمریکا درسال ،1984 تریت ویلیامز باخبر شد که نسخه 2 ساعته فیلم به نمایش درمی آید؛ اوشنیده بود که در نسخه کوتاه شده، هیچکس متوجه وقایع نمی شود براین اساس سینمایی روزی روزگاری در آمریکا هیچ اقبالی در جشنواره های هنری و گیشه به دست نیاورد و نامزدی در بخش های مختلف جشنواره اسکار هم نداشت. پس از آن وقتی نسخه چهارساعته روزی روزگاری در آمریکا در قالب نوار کاست و DVD وارد بازار شد، فیلم به لحاظ تجاری موفقیت کسب کرد و مورد توجه منتقدان نیز قرار گرفت. سرجیولئونه پیش ازآنکه در سال 1989 براثر حمله قلبی فوت کند، قصد داشت فیلم دیگری درباره محاصره لنینگراد با بازی رابرت دنیرو کارگردانی کند. در نگارش فیلمنامه روزی روزگاری در آمریکا 6 نویسنده که یکی از آنها خود لئونه بوده است، با هم همکاری داشته اند؛ اما نگارش فیلمنامه اصلی به نام لئوناردو بنونوتی ثبت شده است.
● نکاتی درباره ساخت فیلم
برای ساخت سینمایی روزی روزگاری در آمریکا 30 میلیون دلار هزینه شد؛ این فیلم پس از 894 بار نمایش در آمریکا 241 هزار دلار برای سازندگانش به بار آورد. فیلمبرداری روزی روزگاری در آمریکا 14ژوئن 1982 آغاز شد و تا 22 آوریل 1983 به طول انجامید؛ مراحل فنی فیلم نیز نزدیک به یک سال طول کشید.
بازیگران:
رابرت دنیرو / جیمز وود / الیزابت مک گورن / تیوزدی ولد / تریت ویلیامز / جیمز هایدن / جو پشی / لری رپ / دنی آیلو / ویلیام فورسیت / برت یانگ
ژانر:
جنایی
سال ساخت:
1984
کارگردان:
سرجیو لئونه
محصول:
ایتالیا-امریکا
مدت فیلم:
120 دقیقه