Jan 24, 2010
2012
نگاهی به فیلم 2012 آخرین ساخته رولند امریش...
رولند امریش کارگردان آلمانی الاصل شاغل در هالیوود، یکی از شاخصترین فنسالاران کارخانه رویاپردازی است.
فیلمهای امریش معمولا چندان مورد توجه منتقدان قرار نمی گیرد ولی در عوض گیشه پر رونق و توجهی که تماشاگران در سراسر دنیا (و نه فقط در آمریکا) به آثارش نشان می دهند، موجب شده تا او یکی از موفقترین کارگردانان فعلی آمریکا نام بگیرد.
2012 آخرین ساخته این فیلمساز در کنار توفیق در گیشه، توانسته حس احترام و ستایش منتقدان را نیز برانگیزاند؛ به طوری که حتی برخی از کسانی که فیلمهای قبلی امریش چون روزاستقلال، گودزیلا و میهنپرست را زیر تیغ نقد برده بودند نیز این بار تسلط کارگردان بر تکنیک و توانایی اش در خلق حماسهای عظیم را تایید کردهاند.
2012 البته فیلم نخبهگرایانهای به شمار نمی آید. این فیلمی نیست که علاقهمندان جدی سینما را به وجد بیاورد ولی قطعا آزارشان نیز نمی دهد و اگر کسی دو پرده اول را دنبال کند، در ادامه، جذب داستان و اتفاقات آن می شود.
در 2012 کارگردان کوشیده تا زبانی جهانی داشته باشد و به همین دلیل است که فیلم حتی در کشوری چون چین نیز پرفروش می شود. این فیلم بار دیگر نشان می دهد که پیشرفتهای تکنولوژیک و جلوه های بصری تنها در صورتی می توانند تاثیری عمیق را بر پرده نقرهای به دنبال داشته باشند که یک فنسالار پشت دوربین ایستاده باشد. امریش به عنوان یک تکنیسین کار بلد، موفق شده فیلمی مهیج و سرگرمکننده بسازد که البته در لایههای زیرینش حرفهایی را نیز برای گفتن دارد.
در روزگاری که بسیاری از تولیدات جریان اصلی سینمای آمریکا، حقیر و کمقدر به نظر می رسند، 2012 ارزش دیدهشدن بر پرده بزرگ سینما را دارد. بدیهی است که امریش فاقد خلاقیت جیمز کامرون و نبوغ کریستوفر نولان باشد ولی در مقام کارگردان چند سروگردن بالاتر از بسیاری از فیلمسازانی است که در این سالها درامهای حماسی - تخیلی ساختهاند. در مورد بسیاری از فیلمهای عظیم از صفت خوشساخت استفادههای نابجایی می شود ولی در مورد 2012 به نظر می رسد که انتساب چنین صفتی برازنده فیلم است.
این فیلم برگرفته از اعتقادات مایا و تقویم باستانی این قوم (Long Count Calendar) و واقعه بزرگ 2012 است. گفته می شود در سال 2012 سیارهها و هرچه در آن است تحولی گسترده را تجربه می کنند و بعد از آن دوره جدیدی از زندگی آغاز می شود.
به خاطر تشعشعات ناگهانی خورشید حرارت هسته زمین به درجه بی سابقهای رسیده و پوسته زمین به حرکت در می آید. نتیجه تمام این اتفاقات، سناریویی شد که در آن، اقیانوس آرام طغیان کرد و پارک ملی یلواستن با زمین لرزه شدیدی از بین رفت و سونامی بزرگی در جوار سواحل اقیانوسها اتفاق افتاد. این فیلم روی شخصیتهایی متمرکز است که هر کدام به نوبه خود از این فاجعه بزرگ فرار می کنند و به سمت یک کشتی در هیمالیا رهسپار می شوند. این کشتی توسط دانشمندان همه جهان ساخته شده است که بتواند تا آن جا که ممکن است جان انسانها را قبل از فاجعه نجات دهند.
دن کویز در واشنگتن پست درباره فیلم چنین می نویسد: آیا جهان واقعا به پایان میرسد؟ این سوالی است که مایاهای باستان هیچوقت به آن جوابی ندادند؛ البته این تنها چیزی نیست که با دیدن فیلم در شگفتی بسیار با آن مواجه می شوید. 2012 با زیباترین صحنهها برای از بین بردن تمام جهان، بهترین فیلم امریش است.
این فیلم از عدم درک اعتقادات مایاها مطابق با تقویم باستانی آنان که روز قیامت را تعیین کردهاند، شروع می شود. امریش با استفاده از تاریخ ساختگی با بعضی از علوم ساختگی، تئوری های خارج از منطق درباره شراره خورشیدی، نوترون داغ شده، هسته زمین و خرج میلیونها دلار، اثری خلق کرده که از دیگر فیلمهای تخیلی او مانند، روز استقلال (1996) و روز پس از فردا (2004) به مراتب زیباتر و غنی تر است.
2012 فیلمی است درباره فاجعهای بزرگ که یکباره زمین توسط شهاب سنگهای عظیم متلاشی می شود. کاخ سفید یکباره منفجر می شود و به نتیجه طبیعی آن نیز می رسد؛ پایان واقعی دنیا.
اگر فیلمهای دیگر، پر از سکانسهای انفجار است، 2012 حکم یک بمب اتمی را دارد با وسعت انفجاری که منطقه یلواستن آمریکا را از روی نقشه محو می کند. اگر فیلمهای دیگر زمین لرزه داشتند، 2012 کل کالیفرنیا را در زیر مواد مذاب در دریا غرق می کند. اگر در فیلمهای دیگر میلیونها نفر کشته می شدند، در 2012 انسانهای بی شماری، بدون هیچ جراحتی در جا کشته می شوند. احتیاجی به گفتن ندارد که 2012 کاملا تخیلی است؛ از آن نوع فیلمهایی که بیننده را در حال انتظار می گذارد.
در صحنهای بعد از دیدن جمعیت زیاد هندی هایی که از موج بزرگ نجات پیدا کردهاند، شخصی اصرار دارد که سگ سفیدی از راه باریکی عبور کرده و در میان بازوهای صاحب خود قرار گیرد یا در حالی که سفینه در حال فرو رفتن در میان یخهاست، پدری به پسرش ابراز محبت می کند. فیلم امریش با رعایت چنین جزئیاتی است که می تواند تماشاگر را در کنار سکانسهای عظیم با نمایش نکاتی به ظاهر کوچک، به هیجان بیاورد.
اما چه چیزی باعث شد که 2012 فیلم 4 ستاره شود؟ در زمانی که هالیوود حتی قادر به نمایش یک فرمول ساده نیست، 2012 یک انقلاب است که در عملکرد خود درست پیش رفته است؛ همه بازیگران بجا انتخاب شدهاند؛ جان کیوزاک به عنوان رماننویس منتقد، آماندا پیت به نقش همسر او، تام مک کارتی نقش همسر جدید خوش قلب آماندا، الیور پلاس نقش کارکنان کاخ سفید و وودی هارلسون نقش یک گوینده غیر قانونی رادیو را بازی می کند.
شما هیچوقت از دیدن این فیلم خسته نمی شوید چرا که همیشه در طول مدت فیلم با این سوالها مواجه می شوید؛ چه کسی نجات پیدا خواهد کرد؟ چه کسی می تواند خانوادهاش را به چین برساند؟ رستگاری برای ثروتمندان، کجا منتظر ایستاده است؟ امریش دیگر بار کجا را منفجر خواهد کرد؟ دیالوگها نیز درست نوشته شدهاند و بیشتر ترکیبی هستند از شوخی های معنی دار بدون اینکه چشمها را از گریه نمناک کنند. به سیاق دیگر آثار امریش اینبار نیز جلوههای ویژه بسیار تکاندهنده و خارقالعاده هستند.
نقاط قوت این فیلم در قسمتهایی است که زلزله می آید و شهاب سنگ ها مثل گلوله های آتش در مسافتهای زیاد، پرتاب می شوند. آیا 2012 یک اثر هنری است؟ کاملا نه، این فیلم یادآور فلسفه ابداع سینماست که نه فقط برای استفادههای هنری، بلکه برای متبلور کردن احساسهای خوب در مخاطب است. و این ارزشمند است. بعد از 2012 امریش باید فیلمهای خود را در سیارههای دیگر و در مورد مهاجمانی که به سمت آن ها می روند، بسازد.
به روایت سازندگان 2012 این دقیقا همان مسیری است که دنیا به پایان راه می رسد؛ با یک انفجار عظیم.
بازیگران:
جان کیوزاک، آماندا پیت، تام مک کارتی، الیور پلاس، وودی هارلسون
ژانر:
وحشت
سال ساخت:
2010
کارگردان:
رولند امریش
محصول:
آمریکا
مدت فیلم:
140 دقیقه